تبلیغات
علوم دامی دانشگاه شیراز ورودی 88 - مطالب NEL (عضو افتخاری)

طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


علوم دامی دانشگاه شیراز ورودی 88
Shiraz University Animals Science
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 خرداد 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

سلام دوستان...از اینکه تو این مدت در خدمتتون بودم ممنونم...خیلی در حقم لطف کردید....خداحافظ

 

 

                                                                  راز ماندن....

كوه پرسید ز رود، زیر این سقف كبود، راز ماندن در چیست ؟
گفت: در رفتن من
كوه پرسید: و من ؟
گفت در ماندن تو
بلبلی گفت: و من ؟
خنده ای كرد و گفت در غزلخوانی تو
آه از آن آبادی كه در آن كوه رود، رود مرداب شود و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر
من و تو، ‌بلبل و كوه و رودیم، راز ماندن جز در خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفر كرده مان نیست،بدان





طبقه بندی: گوناگون،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 خرداد 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود .... تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از او خواست تا جای زخمهایش را نشان دهد. پسر شلوارش را بالا زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت : این زخم ها را دوست دارم، اینها خراش های عشق مادرم هستند

(روز مادر نزدیکه .....)





طبقه بندی: گوناگون،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 خرداد 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)
ادیسون در سنین پیری پس از اختراع لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد…

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانهاست!

آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود…



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 خرداد 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

قلب تو كبوتر است
بال هایت از نسیم
قلب من سیاه و سنگ
قلب من شبیه ...
بگذریم
دور قلب

من كشیده اند
یك ردیف سیم خاردار
پس تو احتیاط كن
جلو نیا
برو كنار!
***
توی این جهان ، هیچ كس
با دلم رفیق نیست
فكر می كنی چاره ی دلی كه
جوجه تیغی است، چیست؟
***
مثل یك گلوله جمع می شود
جوجه تیغی دلم
نیش می زند به روح نازكم
تیغ های تیز مشكلم
***
راستی تو جوجه تیغی دل مرا
توی قلب خود راه می دهی؟
او گرسنه است و گمشده
تو به او پناه می دهی؟
***
باورت نمی شود ولی
جوجه تیغی دلم
زود رام می شود
تو فقط سلام كن
***
تیغ های تند و تیز او
با سلام تو
تمام می شود.





طبقه بندی: شعر،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 خرداد 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

گروهی از فارغ التحصیلان پس از گذشت چند سال و تشكیل زندگی و رسیدن به موقعیت های خوب كاری و اجتماعی طبق قرار قبلی به دیدن یكی از اساتید مجرب دانشگاه خود رفتند. بحث جمعی آن ها خیلی زود به گله و شكایت از استرس های ناشی از كار و زندگی كشیده شد. استاد برای پذیرایی از میهمانان به آشپزخانه رفت و با یك قوری قهوه و تعدادی از انواع قهوه خوری‌های سرامیكی، پلاستیكی و كریستال كه برخی ساده و برخی گران قیمت بودند بازگشت. سینی را روی میز گذاشت و از میهمانان خواست تا از خود پذیرایی كنند . پس از آنكه همه برای خود قهوه ریختند استاد گفت: اگر دقت كرده باشید حتما متوجه شده اید كه همگی قهوه خوری های گران قیمت و زیبا را برداشته اید و آنها كه ساده و ارزان قیمت بوده اند در سینی باقی مانده‌اند. البته این امر برای شما طبیعی و بدیهی است. سرچشمه همه مشكلات و استرس‌های شما هم همین است. شما فقط بهترین ها را برای خود می‌خواهید. قصد اصلی همه شما نوشیدن قهوه بود اما آگاهانه قهوه خوری های بهتر را انتخاب كردید و البته در این حین به آن چه دیگران برمی داشتند نیز توجه داشتید. به این ترتیب اگر زندگی قهوه باشد، شغل، پول، موقعیت اجتماعی و ... همان قهوه خوری های متعدد هستند. آنها فقط ابزاری برای حفظ و نگهداری زندگی اند، اما كیفیت زندگی در آنها فرق نخواهد داشت. گاهی، آن قدر حواس ما متوجه قهوه خوری‌هاست كه اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را نمی فهمیم . پس دوستان من، حواستان به فنجان ها پرت نشود... به جای آن از نوشیدن قهوه خود لذت ببرید





طبقه بندی: داستان،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 خرداد 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

ترجیح میدهم با كفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فكركنم

 تا این كه در مسجد بشینم و به كفشهایم فكر كنم....

****************

 

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو

 که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش....

****************

 

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند

 پرهایش سفید می ماند

ولی قلبش سیاه میشود

 دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست

 اسراف محبت است

........



ادامه مطلب

طبقه بندی: گوناگون،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 خرداد 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

به گنجشک گفتند، بنویس:
عقابی پرید.
عقابی فقط دانه از دست خورشید چید.
عقابی دلش آسمان، بالش از باد،
به خاک و زمین تن نداد.

*
و گنجشک هر روز
همین جمله‌ها را نوشت
وهی صفحه، صفحه
وهی سطر، سطر
چه خوش خط و خوانا نوشت

*
وهر روز دفتر مشق او را
معلم ورق زد
وهر روز هم گفت: آفرین
چه شاگرد خوبی، همین

*
ولی بچه گنجشک یک روز
با خودش فکر کرد:
برای من این آفرین‌ها که بس نیست!
سوال من این است
چرا آسمان خالی افتاده آنجا
برای عقابی شدن
چرا هیچ کس نیست؟

*
چقدر از "عقابی پرید"
فقط رونویسی کنیم
چقدر آسمان، خط خطی
بال کاهی
چرا پرکشیدن فقط روی کاغذ
چرا نقطه هر روز با از سر خط
چرا...؟
برای پریدن از این صفحه ها
نیست راهی؟

*
و گنجشک کوچک پرید
به آن دورها
به آنجا که انگشت هر شاخه ای رو به اوست
به آن نورها
وهی دور و هی دور و هی دورتر
و از هر عقابی که گفتند مغرورتر
و گنجشک شد نقطه ای
نه در آخر جمله در دفتر این و آن
که بر صورت آسمان
میان دو ابروی رنگین کمان





طبقه بندی: شعر،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

خواستم از “بوسوئه” تقلید كنم، خطیب نامور فرانسه كه روزی در مجلسی با حضور لویی، از “مریم” سخن می‌گفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه‌ سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده‌اند.
هزار و هفتصد سال است كه همه فیلسوفان و متفكران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌های مریم را بیان كرده‌اند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستایش مریم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه‌شان را به كار گرفته‌اند.
هزار و هفتصد سال است كه همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پیكرسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی‌های اعجاز‌گر كرده‌اند.
اما مجموعه‌ گفته‌ها و اندیشه‌ها و كوشش‌ها و هنرمندی‌های همه در طول این قرن‌های بسیار، به اندازه‌ این كلمه نتوانسته‌اند عظمت‌های مریم را بازگویند كه: “مریم، مادر عیسی است”.

و من خواستم با چنین شیوه‌ای از فاطمه بگویم. باز درماندم:
خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه ‌ی بزرگ است.
دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، كه فاطمه دختر محمد است.
دیدم كه فاطمه نیست.
خواستم بگویم، كه فاطمه همسر علی است.
دیدم كه فاطمه نیست.
خواستم بگویم، كه فاطمه مادر حسین است.
دیدم كه فاطمه نیست.
خواستم بگویم، كه فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم كه فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است.

دكتر علی شریعتی





طبقه بندی: داستان،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

در کتاب مقدس انجیل ، فصل 16 مهاجرت بنی اسرائیل از مصر به

 کنعان و در قرآن مجید (سوره بقره/57)و (اعراف/160) و(سوره طه 80-81)

از بلدرچین  به عنوان غذایی نیک یاد شده است.

تخم بلدرچین به خاطر ترکیب شیمیایی که دارد سزاوار نام بمب ویتامین شده است...



ادامه مطلب

طبقه بندی: تخصصی،
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

این یه شعر عاشقانه است...خیلی مفهوم داره...لطفا وقتی می خونید یکم با احساس بهش فکر کنید... چه حسی دارید...؟؟؟

تو را به جای همه زنانی که نشناختم دوست دارم.
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم.
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می‌شود
و برای نخستین گل‌ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم.
تو را به جای همه کسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.
بی تو جز گستره‌ یی بی‌کرانه نمی‌بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آیینه‌ی خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.
تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانه‌گی‌ات که از آن من نیست
به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم
می‌اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید رخشانی که بر من می‌تابی هنگامی که به خویش مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم.
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز...

پل الوار





طبقه بندی: شعر،
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

سلام دوستان یه سری جملات ماندگار گلچین کردم امیدوارم خوشتون بیاد....اگه خوب بود باز هم این کار رو میکنم...لطفا نظر یادتون نره..

یک سنگ بر پیشانی سنگی کوه خورد
کوه خندید و سنگ شکست
یک روز کوه می شکند، خواهی دید...
(نادر ابراهیمی) ......



ادامه مطلب

طبقه بندی: گوناگون،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

از خدا خواستم مصائب مرا حل کند و خدا گفت: نه!
او فرمود: حل مشکلات تو کار من نیست، من به تو عقل دادم و تو با توکل به من به مراد مقصود می رسی
از خدا خواستم غرور مرا بگیرد و او گفت: نه!
او فرمود: باز گرفتن غرور کار من نیست بلکه تویی که باید آنرا ترک کنی
از خدا خواستم به من شکیبایی عطا کند و او گفت: نه!
خدا فرمود: شکیبایی دست آورد رنج است و به کسی عطا نمی شود باید آنرا به دست آورد
از خدا خواستم به من سعادت بخشد و خدا گفت: نه!
خدا فرمود: خود باید متعالی شوی اما به تو یاری میرسانم تا به ثمر بنشینی
از خدا خواستم مرا کمک کند تا دیگران را به همان اندازه که او مرا دوست دارد دوست بدارم
خدا فرمود: آفرین بالاخره مقصود اصلی را دریافتی
از او نیرو خواستم او مشکلات را جلوی پایم گذاشت تا قویتر شوم
از او حکمت خواستم او مسائل بسیاری به من داد تا حل کنم
از او شهامت خواستم او خطر را در مقابلم قرار داد تا از آن بجهم
از او
عشق خواستم انسانهای دردمند را سر راهم قرار داد تا به آنها کمک کنم
از او کمک خواستم به من فرصت داد
هیچ یک از خواسته هایی که داشتم دریافت نکردم اما به آنچه نیاز داشتم رسیدم ...  (امیدوارم از حضورم تو وبلاگ راضی باشید/همین جا از همه بروبچ علوم دام تشکر میکنم)





طبقه بندی: گوناگون،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

آرزویم این است

نرود اشک در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی

عاشق آن که تو را می خواهد

و به لبخند تو از خویش رها می گردد

و تو را دوست بدارد به همان اندازه

که دلت می خواهد .....





طبقه بندی: شعر،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)
زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گل‌سرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است؟

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند.

زندگی را نخواهیم فهمید اگرعزیزی را برای همیشه ترک کنیم فقط به این خاطر که در یک لحظه خطایی از او سر زد و حرکت اشتباهی انجام داد.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر درس و مشق را رها کنیم و به سراغ کتاب نرویم فقط چون در یک آزمون نمره خوبی به دست نیاوردیم و نتوانستیم یک سال قبول شویم.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دست از تلاش و کوشش برداریم فقط به این دلیل که یک بار در زندگی سماجت و پیگیری ما بی‌نتیجه ماند.....


ادامه مطلب

طبقه بندی: گوناگون،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)
یه دوست معمولی وقتی میاد خونت، مثل مهمون رفتار می کنه.
یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز می کنه و از خودش پذیرایی می کنه.

یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده.
یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه.

یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه.
یه دوست واقعی اسم و شماره تلفن اونها رو تو دفترش داره.

یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت میاره.
یه دوست واقعی زودتر میاد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جا رو جمع و جور کنه.
.....



ادامه مطلب

طبقه بندی: گوناگون،
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

به منظور نظافت گاوداری ها، روش های متعددی با توجه به فاکتورهایی از قبیل هزینه، وسعت گاوداری، كارآیی، تکنولوژی ساخت، کاربری آسان، سرعت کار و غیره استفاده می شود. در این مقاله پس از بررسی و ارزیابی روش های موجود نظافت گاوداری، طراحی یک دستگاه جمع آوری کود دامی، قابل نصب برروی تراكتور، ارایه می گردد. با توجه به تاثیر مشخصات فیزیکی و مکانیکی کود دامی در فرآیند طراحی، برخی از این خواص (مانند چگالی، درصد رطوبت و ضریب اصطکاک کود با سطوح مختلف و مقاومت برشی کود) اندازه گیری شد. این دستگاه برای نصب برروی تراکتور MF285 طراحی شده و ظرفیت جمع آوری 4/14 مترمکعب (کود دامی) در ساعت را دارد. سیستم انتقال توان در این دستگاه، هیدرولیکی بوده و توان مورد نیاز آن که برابر 1/24 کیلووات است، از محور توان دهی تراکتور (PTO) دریافت می شود. این دستگاه با تغییرات اندک، قابلیت نصب برروی سایر تراکتورهای موجود در کشور را دارد. عرض روبش هد دستگاه، دو متر و سرعت پیشروی آن در طراحی یک متر بر ثانیه تعیین شده است. با این دستگاه می توان یک گاوداری با وسعت 500 مترمربع را در کمتر از 40 دقیقه نظافت نمود





طبقه بندی: تخصصی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)
در دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهموم بازاریابی به دانشجویان خود بود

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، به این میگن بازاریابی مستقیم

شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره،به شما اشاره می کنه و می گه: “اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن"، به این می گن تبلیغات


ادامه مطلب

طبقه بندی: گوناگون،
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

مهندسی علوم دامی رشته ای جزو زیرشاخه های مجموعه ی کشاورزی است. می توان گفت که یکی ازمتنوع ترین رشته های دانشگاهی ازنظرموضوعاتی است که در دوران  کارشناسی تحصیل می شود.  دانشجو درطول دوران تحصیل می تواندعلایق وتوانمندیهای خود را درباره فیزیولوژی، تغذیه، ژنتیک واصلاح دام بیازماید. دانش آموزانی که درزمینه ریاضی و رایانه مستعدند می توانند دراین رشته پیشرفت کنند. چالش های فراروی کشور برای آماده کردن شرایط جهت پیوستن به بازارهای جهانی ، کشاورزی پایدار، رعایت استانداردهای بهداشتی درتولید محصولات دامی، افزایش بهره وری واحدهای دامپروری سنتی و بکارگیری علوم و فنآوریهای جدید نیاز به دانشجویان فعال وعلاقمند دراین رشته دارد.  ازنظربازارکار نیز دربین رشته های مهندسی کشاورزی در ضمره چند رشته برتر است.

یکی از مشاغلی که مهندسین علوم دامی درآن مشغول بکار میشوند مراکز اصلاح نژاد مختلفی است که در کشور وجود دارند. در این ایستگاهها داده های تولیدی دام مثل سرعت افزایش وزن بدن یا میزان تولید شیر از تعدادزیادی حیوان جمع آوری شده و کارشناسان مربوطه بهترین دامها را جهت انتخاب بعنوان تولید کننده های نسل بعد   گزینش میکنند. اگر بخواهم مثالی از کاردراین گونه مراکز ذکر کنم باید به استفاده از کامپیوتر در آماده سازی داده ها اشاره کنم. 





طبقه بندی: تخصصی،
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)
بیوتكنولوژی مزایای جدیدی برای تولید كنندگان روستایی منطقه در سطح كوچك دارد. یكی از مهمترین آنها قیمت كم واكسنها می باشد. استفاده دیگر، توسعه تولیدات جدید شامل مواد مغذی دامی ،غذاوداروهای تهیه شده از تولیدات دامی است.طبق بررسی منطقه ای FFTC اخیرا صورتی از تولیدات وتكنولوژیهای مفید تنظیم شد.
..............................


ادامه مطلب

طبقه بندی: تخصصی،
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.
سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها كلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن لختی بیاساید.
اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید كه كلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.
بدترین اتفاق ممكن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه در جا خشك اش زد. فریاد زد:
« خدایــــــــــــا! چطور راضی شدی با من چنین كاری بكنی؟ »
صبح روز بعد با صدای بوق كشتی ای كه به ساحل نزدیك می شد از خواب پرید.
كشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.
نجات دهندگان می گفتند:
"خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم"





طبقه بندی: داستان،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

می خواست برود، ولی چیزی او را پایبند کرده بود. می خواست بماند، ولی چیزی او را به سوی خود می کشید. می خواست بنویسد، قلمی نداشت، می خواست بایستد، چیزی او را وادار به نشستن می کرد.می خواست بگوید، لبان خشکیده اش نمی گذاشتند. می خواست بخندد، تبسم در صورتش محو می شد. می خواست دست بزند و شادی کند، ولی دستانش یاری نمی دادند. می خواست نفس عمیقی بکشد و تمام اکسیژن های هوا را ببلعد، اما چیزی راه تنفسش را بسته بود. می خواست آواز سر دهد، نغمه اش به سکوت مبدل شد. می خواست پنجره ی کلبه اش را باز کند و از دیدن زیباییها لذت ببرد ، اما با اینکه پنجره با او فاصله ای نداشت این کار برایش غیر ممکن بود. می خواست بی پروا همه چیز را تجربه کند ولی دیگر فرصتی وجود نداشت. می خواست پرنده ی زندانی در قفس را پرواز دهد ولی ناتوان بود. می خواست گلی بچیند و به کسی که به او خیره شده بود بدهد دستش جلو نمی رفت. می خواست به همه بگوید دوستشان دارد و عاشقشان است لبش گشوده نمی شد، می خواست ستاره های آسمان را بشمارد و هنگام عبور شهاب آرزو کند که کاش روزهای رفته بر گردند. آخر او عکسی در قابی کهنه بود که توان هیچ کاری را نداشت می خواست حداقل لبخندی به لب داشته باشد اما لبانش خشکیده بود. یادش افتاد کاش وقتی عکاس گفت "بگو سیب" از دنیا گله نمی کرد
دلش میخواست اگر نمی تواند هیچ کاری بکند فقط بگوید سیب ...
 





طبقه بندی: داستان،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)
یادآوری قوانین مورفی تسکین دهنده بدبیاری ها و بدشانسی هاست. قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می کرد. در یکی از سخت ترین آزمایشهای پروژه، یک تکنسین خنگ تمام سیم ها را برعکس وصل کرد و آزمایش خراب شد. مورفی درباره این تکنسین گفت: "اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه، او همون یه راه رو پیدا می کنه" و این اولین قانون مورفی بود. در ابتدا در فرهنگ فنی مهندسین رواج پیدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پیدا کرد. بعداً قوانین دیگری هم بعد از کسب رتبه لازم از بنیاد مورفی در زمره قوانین اصلی قرار گرفتند.


...


ادامه مطلب

طبقه بندی: گوناگون،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 توسط NEL (عضو افتخاری)

گوسفندان باهوشتر از آنچه ما فکر میکنیم می باشند .طبق تحقیقات جدید ٬ضریب هوشی گوسفندان در به خاطر آوردن آنچه برای آنها رخ داده است باور کردنی نیست . بر این اساس در به خاطر آوردن چهره های قدیمی که با آنها بوده اند نظیرچوپانهای گله ونیز خود گله ای که در آن بوده اند قدرت شگفت آوری دارند و به راحتی صاحب قبلی و مکان سابق خود را تشخیص می دهند .

دکتر ((کتی کندریک)) میگوید :گوسفندان در مغز خود یک سیستم لنداسواری برای پاسخگویی به آنجه اتفاق می افتد دارند . به گفته ی وی گوسفندان به محیط غریبه واکنش سخت و ناراحت کننده نشان میدهند و در محیطی که به آن انس گرفته اند احساس راحتی میکنند .کندریک می افزاید :بر اساس تحقیقات ما ٬ گوسفندان میتوانند تا 50 تصویر هم نوع خود را به خاطر آورند . از نظر پی شناسی ٬برخی قسمت های مغز گوسفند شبیه انسان است و البته در گوسفندان خاطرات به اندازه 2 سال در مغز باقی می ماند و بعد از آن از بین میرود .دقیقاً شبیه سیستم عصبی موجودد در مغز انسان که تصویر را در یک طرف به خاطر می سپارد و به حافظه خود میدهد ٬در گوسفند نیز چنین سیستمی موجود است . البته در انسان این سیستم عصبی کاملتر و پیشرفته تر است . دانشمندان کمبریج برای اثبات این نظریه از 25 گوسفند استفاده کردند ٬ یعنی اینکه آنها را پس از به دنیا آوردن در یک جامعه اشتراکی به صورت گله ای کنار هم قرار دادند و سپس آنها را جدا کردند و دیدند که آنها می توانند صورتهای قدیمی را از جدید تشخیص دهند .



طبقه بندی: تخصصی،
.: Weblog Themes By Pichak :.


Dictionary of Animal Science
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک